بنام خدا
رویکرد دولت مهندس میرحسین موسوی به تامین اجتماعی
محسن ایزدخواه پژوهشگر حوزه کاروتامین اجتماعی
مهمترين رسالت نظامهاي تأمين اجتماعي در كشورهاي مختلف تحقق عدالت اجتماعي، تأمين سطح متناسب معاش وتضمين آن براي آحاد مردم، فراهم كردن زمينه مناسب براي تحقق رشد و توسعه پايدار، ايجاد آرامش رواني و اجتماعي و سرانجام ايجاد امنيت اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي به منظور فراهم آوردن زمينههاي رشد و تعالي انسان است.
علاوه بر اين، گسترش خدمات به آحاد جامعه زمينههاي رشد اقتصادي – اجتماعي جوامع را فراهم ميسازد. تأمين اجتماعي همچنين روند تخريب مخاطرهآميز منابع زيستمحيطي را كند ميكند و مهمتر از همه نهاد برقراري تعامل عميق و گسترده بين حاكميت و مردم است. به طور خلاصه يك نظام تأمين اجتماعي كارآمد در زمرة مهمترين شرطهاي لازم براي حركت به سمت توسعه محسوب ميشود.
از اين رو، به ويژه طي سه دهة اخير، نظامهاي تأمين اجتماعي در كشورهاي در حال توسعه از اهميت فوقالعادهاي برخوردار شدهاند و با توجه به تجربيات جهاني پيشبيني ميشود كه در آينده اين روند به صورت فزايندهاي تداوم يابد. اين مسئله با ايجاد سازمانهاي تخصصي بينالمللي جنبه اصوليتري به خود گرفت و اين نهادهاي جديد يا به تدريج جايگزين نهادهاي سنتي مورد اشاره در كشورهاي مزبور شدهاند و يا به نوعي سازگاري با آنها رسيدهاند، به طوري كه اين نهادهاي جديد تبديل به سازمانهايي ضروري براي ارتقاء امنيت اجتماعي – اقتصادي جوامع امروزي شدهاند.
تأسيس سازمان تأمين اجتماعي در ايران نيز با همه فراز و فرودها از اين قاعده مستثني نبوده و نقش مؤثر و سازنده آن از الزامات رشد و تعالي آحاد مختلف جامعه است. تاريخ سازمان تأمين اجتماعي در دوران قبل از انقلاب اسلامي نشان ميدهد كه مسائل مبتلابه در مورد آن عمدتاً سازماني – تشكيلاتي و فراز و فرودهايش عمدتاً مربوط به تلاشهاي صورت گرفته براي تعيين جايگاه آن بوده و اين سازمان در دوران پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي وضعيت ويژهاي را تجربه كرده است.
به ويژه آنكه جهتگيريهاي آرمانخواهانه انقلاب اسلامي و تجلي آن در اصول مختلف قانون اساسي اين انتظار را در همه آحاد جامعه ايجاد نمود كه نقش و منزلت اين سازمان به طور معناداري ارتقا يابد.
چرا كه تأمين اجتماعي با كمك به انباشت سرمايه انساني، از طريق جلوگيري از فقر، بيماري، پريشاني خاطر و كمك به ايجاد رفاه اجتماعي، نقش محوري را در فرايند توسعه ملي ايفا ميكند. حمايتهاي نظام اجتماعي، از يك سو با افزايش توليد و مشاركت كارگران در افزايش ثروت ملي به رشد و توسعه اقتصادي منجر ميشود و با ايجاد امنيت فردي و جمعي و جلوگيري از ناآراميها، تعارضهاي اجتماعي به ايجاد ثبات سياسي شكلگيري نهادهاي مدني و اجتماعي و توسعه سياسي و اجتماعي كمك ميكند و مهمتر از همه، نهاد برقراري تعامل عميق و گسترده زيرساخت نظام اجتماعي است.
از سوي ديگر، تأمين اجتماعي، ويژگيهايي چون عزت نفس، كرامت و آزادگي انساني، عدالت و برابري فرصتهاي اقتصادي و اجتماعي، امنيت فردي و جمعي و كاهش فقر و جلوگيري از زايش آن را كه بخش عمدهاي از اهداف برنامهها و اقدامات توسعهاي است، در برميگيرد. به طور خلاصه، تأمين اجتماعي شرط لازم حركت به سمت توسعه و هدفمحوري آن است. با اين توصيف، روند ادامه حيات سازمان تأمين اجتماعي پس از پيروزي انقلاب اسلامي حداقل با دو چالش بزرگ روبرو گرديد.
اول اينكه، با شروع نهضت از سال 1357 به تدريج فعاليتهاي اقتصادي و عمراني به علت گسترش دامنههاي مردمي انقلاب به سمت ركود رفت كه با گسترش اعتصابات و فلج شدن چرخهاي اقتصادي آثار مترتب بر آن بر روي سازمان تأمين اجتماعي نيز آشكار گرديد. به طوري كه نسبت بيمهشدگان اصلي در سال 1358 نسبت به سال قبل بالغ بر 7 درصد كاهش يافت. به همين ميزان نيز درآمدهاي سازمان تأمين اجتماعي دچار افت و كاهش گرديد.
دوم اينكه، با پيروزي انقلاب اسلامي و سرنگوني طاغوت اين تصور با توجه به رويكردهاي ديني و ايدئولوژيك انقلاب اسلامي در جامعه و به ويژه بخشي از بازاريان قوت گرفت كه بسياري از ساختارهاي به جاي مانده از رژيم گذشته فاقد مشروعيت لازم بوده و ادامه روند اين نهادها به ويژه سازمان تأمين اجتماعي با فقدان مشروعيت روبرو است. به ويژه آنكه مقوله بيمه به شكل امروزي يك مسئله جديد و مدرن بود كه به علت عدم تبيين مسائل فقهي در حوزه حكومتي در اوائل پيروزي انقلاب اسلامي ادامه روند سازمان تأمين اجتماعي را با چالش جدي مواجه ساخت كه ديدگاههاي استاد شهيد مطهري و شهيد آيتالله دكتر بهشتي و فقه پوياي امام خميني(ره) راه را براي ادامه فعاليت اين نهاد بيمهاي هموار ساخت.
در كنار اين دو چالش بزرگ با آغاز جنگ تحميلي و آثار مترتب بر كشور ناشي از پيامدهاي اين جنگ ويرانگر در حوزههاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و تأثيرگذاري آن بر متغيرهاي كلان اقتصادي انتظار ميرفت فشار مضاعف ديگري بر پيكره سازمان تأمين اجتماعي به عنوان بزرگترين و گستردهترين نظام تأمين اجتماعي كشور از نظر گستره فعاليتها و جمعيت تحت پوشش وارد سازد.
اين نوشتار بر آن است تا از طريق بررسي عملكرد سازمان تأمين اجتماعي، به عنوان يك ميزانالحراره، نگاه و رويكرد دولت دهة اول انقلاب به نظام تأمين اجتماعي را در دوران جنگ تحميلي حد فاصل سالهاي 1360 الي 1368 نشان دهد. اينكه در اين دوره شاخصهاي كارآمدي تأمين اجتماعي چگونه بوده است و دولت در حوزه توجه به تأمين اجتماعي چه اقداماتي را براي حمايت مالي از اين سازمان و همچنين توجه به اشتغال و حمايت از كارگران و كارفرمايان عهدهدار بوده است.
1- روند تعداد بيمهشدگان
همانطوري كه در مقدمه بحث عنوان شد، با زدن جرقههاي انقلاب اسلامي و فلج شدن چرخههاي اقتصادي در سال 1357 و آثار و پيامدهاي مترتب انقلاب و نگاه غيرواقعبينانهاي كه به حوزه تأمين اجتماعي وجود داشت، تعداد بيمهشدگان در سال 1358 نسبت به سال قبل كاهش يافت. ولي از سال 1359 روند افزايشي آغاز گرديد كه ناشي از ايجاد ثبات در حوزههاي اقتصادي و اجتماعي كشور و نگاه عادلانه و عالمانه به حوزه اشتغال و تأمين اجتماعي توسط دولتهاي وقت بوده است. با شروع جنگ تحميلي و تجاوز دشمن به چندين استان كشور به طور مستقيم و غيرمستقيم كه در معرض جنگ و حمله قرار داشتهاند، محتمل به نظر ميرسيد كه تعداد بيمهشدگان سازما نتأمين اجتماعي كاهش يابد، اما بررسي روند تعداد كل بيمهشدگان طي سالهاي 1368-1360 مؤيد آن است كه نرخ رشد تعداد بيمهشدگان همواره سير افزايشي داشته است همانگونه كه در جدول ذيل نشان داده شده است، نرخ رشد تعداد بيمهشدگان سير افزايشي داشته است.
جدول تعداد بيمهشدگان اصلي سازمان طي دوره سالهاي 1368-1360
|
سال |
تعداد بيمهشدگان |
نرخ رشد به درصد |
|
1360
1361
1362
1363
1364
1365
1366
1367
1368 |
1،753،753
1،765،215
1،980،258
2،127،661
2،230،573
1،963،608
2،187،442
2،431،344
2،786،507 |
0
06/0
13
7
4
12-
11
11
14 |
لازم به ذكر است، تا سال 1365 بخشي از قانون تأمين اجتماعي مبني بر بيمه اجباري كارفرمايان اجرائي نگرديده و از سال مذكور به بعد مقرر گرديد حرف و مشاغل آزاد به طور اختياري تحت پوشش قرار گيرند.
بنابراين ملاحظه ميگردد، عليرغم تمام مشكلات به طور متوسط ساليانه بيش از 7 درصد بر رشد بيمهشدگان در سالهاي مورد اشاره اضافه گرديده است اين در حالي است كه در حد فاصل سالهاي 1370 الي 1386 كه اقتصاد ايران فارغ از جنگ بوده و دوره سازندگي و سرمايهگذاري گسترده را تجربه ميكرده است، ميانگين نرخ رشد طول دوره 8/5 درصد بوده است.
2- روند تحولات كمي در تعداد مستمريبگيران
روند تعهدات و هزينههاي مرتبط با مستمريبگيران از دو منظر همواره مورد توجه كارشناسان و نظام بيمهاي قرار ميگيرد. اول اينكه، يك سازمان بيمهاي در قبال حق بيمههايي كه دريافت ميكند چگونه به تعهدات خود در مقابل بيمهشدگان عمل مينمايد و دوم اينكه، نسبت پشتيباني تعداد شاغلين به بازنشستگان را نشان ميدهد.
همانگونه كه در جدول زير نشان داده شده است، متوسط نرخ رشد تعداد بازنشستگان .6/16 درصد ميباشد كه اين افزايش پس از پيروزي انقلاب تا سال 1368، ناشي از دوبار اجراي قانون بازنشستگي پيش از موعد بوده است.
جدول مقايسه نسبت بيمه شدگان به مستمري بگيران
|
سال |
تعداد بيمهشدگان |
تعداد مستمريبگيران |
نرخ رشد
به درصد |
نسبت بيمهشدگان به مستمريبگيران |
|
1359
1360
1361
1362
1363
1364
1365
1366
1367
1368 |
1،734،642
1،753،753
1،765،215
1،980،258
2،127،661
2،230،572
1،963،608
2،187،442
2،431،344
2،768،507 |
125،278
153،766
171،590
184،661
196،88
211،149
229،553
248،871
273،819
313،638 |
-
22
6/7
5/6
6/7
5/8
2/8
10
6/14 |
85/13
40/11
29/10
72/10
85/10
56/10
55/8
79/8
88/8
88/8 |
|
ميانگين نرخ رشد |
|
|
6/16 |
|
همچنين همانطوري كه ملاحظه ميگردد، نسبت پشتيباني بيمهشدگان به مستمريبگيران طي سالهاي مورد بررسي به 88/8 رسيده است كه به لحاظ محاسبات فني و اوضاع اقتصادي و درگير بودن كشور در جنگ از درجه اطمينان بالايي برخوردار ميباشد. اين در حالي است كه اين نسبت در حال حاضر در وضعيت هشدار قرار گرفته است.
3- برقراري بيمه بيكاري
همانطوري كه در بخشهاي قبلي عنوان گرديد، عليرغم وجود جنگ تحميلي دركشور و جهتدار شدن بودجههاي ساليانه به سمت هزينههاي نظامي و جنگ، دولت از اهداف عمراني و به ويژه پروژههاي ملي و بزرگ تحت عنوان طرحهاي دهه انقلاب غافل نبوده كه نرخ رشد تعداد بيمهشدگان در سالهاي مورد بررسي خود گواه اين مسئله است اما دولت در اين سالها همواره دغدغه بيكار شدن كارگران را داشته است. لذا براي اولين بار در ايران در سال 1365 كه اوج حملات هوايي دشمن به تأسيسات اقتصادي كشور و در چارچوب روحيه عدالتخواهانه دولت و مجلس بود، بحث برقراري بيمه بيكاري به طور عملي مورد توجه قرار گرفت و پس از طي فرايند قانوني، بيمه بيكاري براي كارگراني كه بهر نحو شغل خود را از دست ميدهند برقرار گرديد و درواقع يك پشتوانه ايمن در حوزه تأمين حداقل معيشت و همچنين حفظ عزت و كرامت انساني براي كارگران برقرار گرديد.
4- قانون الزام سازمان تأمين اجتماعي با اجراي بندهاي الف و ب ماده 28 قانون تأمين اجتماعي
با تشكيل وزارت رفاه در قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ارائه درمان از سوي سازمان تأمين اجتماعي منفك و به اين وزارتخانه الحاق گرديد، پس از انحلال اين وزارتخانه همچنان مسئوليت درمان بيمهشدگان به وزارت بهداري و بهزيستي وقت موكول گرديد. متأسفانه عليرغم پرداخت يك سوم حق بيمه كارگران به عنوان سهم درمان به وزارت مذكور، درماني به دور از شأن و با توجه به نرخ بالاي پرداخت حق بيمه ارائه ميشد كه با درك اين واقعيت توسط مجلس شوراي اسلامي در سال 1368 با موافقت دولت بار ديگر ارائه درمان به طور مستقيم به سازمان تأمين اجتماعي واگذار گرديد كه موجي از رضايتمندي در مجموعه كارگران و همچنين ارائه بهتر درمان به اين قشر وسيع از جامعه كه در معرض انواع بيماريهاي حرفهاي قرار داشته و دارند، ايجاد گرديد و بار مالي بسياري را از روي دوش كارگران برداشت كه آثار و پيامدهاي اين اقدام مثبت همچنان هويدا است.
5- ايجاد نهاد سرمايهگذاري در تأمين اجتماعي
براساس اصول بيمهاي گفته ميشود در يك سازمان بيمهاي كارآمد حق بيمههاي دريافتي بايستي در سه حوزه هزينه گردد. يك سوم آن مطابق قانون به درمان اختصاص داده شود و دو قسمت ديگر به هزينه تعهدات و سرمايهگذاري تخصيص داده شود. مطابق صورتهاي مالي سازمان تأمين اجتماعي تا قبل از سال 1360 درآمدهاي حاصل از سرمايهگذاري صفر منظور شده و از اين مبلغ درآمدي وجوهي به ذخائر سازمان تأمين اجتماعي واريز نگرديده و از طرفي راكد ماندن ذخاير به علت فقدان سرمايهگذاري همانطوري كه در طول اجراي سياستهاي تعديل ساختاري مشاهده شده ارزش واقعي خود را از دست داده با اين حال به منظور حفظ ارزش ذخائر به منظور انجام تعهدات آتي براي اولين بار در تاريخ شكلگيري تأمين اجتماعي در سال 1365 يك شركت سهامي خاص با سرمايه اوليه 20 ميليارد ريال تأسيس گرديد كه امروزه يكي از بزرگترين نهادهاي سرمايهگذاري كشور محسوب ميگردد.
6- وضعيت ذخاير در دوره مورد بررسي
يكي از مؤلفههاي اساسي در بررسي وضعيت منابع و مصارف سازمانهاي بيمهاي و همچنين بررسي توانمندي آن درخصوص انجام تعهدات، روشن شدن وضعيت نسبت ذخاير به هزينهها ميباشد. گرچه در بخش پيشين توضيح داده شد كه به علت فقدان سرمايهگذاري و ديگر اقدامات تسريعي به تدريج ذخاير و دارائيهاي اين سازمان بهمنوار ذوب گرديد، اما مطابق جدول ذيل به علت رونق اقتصادي كه عليرغم وجود جنگ در كشور به علت انجام تعهدات دولت و كارفرمايان در پرداخت به موقع حق بيمهاي حاصل گرديد ذخاير از رشد معقولي در دوران مذكور برخوردار بوده است.
جدول نسبت ذخاير بر مصاف طي سالهاي 1368- 1360
ميليون ريال
|
سال |
ذخاير |
مصارف |
نسبت ذخاير به مصارف
درصد |
|
1360
1361
1362
1363
1364
1365
1366
1367
1368 |
936/276
185/482
944/597
880/750
828/870
305/996
591/130/1
233/525/1
765/391/1 |
815/90
178/95
208/107
324/118
785/143
131/168
778/184
935/236
368/280 |
05/3
07/5
58/5
35/6
06/6
93/5
12/6
29/5
96/4
|
متأسفانه در دوران اجراي سياستهاي تعديل اقتصادي اين نسبت بسيار كاهش و مخاطرهآميز ميگردد به طوري كه در سال 1374 اين عدد به كمتر از دو ميرسد.
نكتهاي كه نبايد فراموش كرد در سال 1363 دولت به علت كمبود منابع با طي كردن يك فرايند قانوني با تصويب شورايعالي تأمين اجتماعي مبلغ پنج ميليارد تومان از ذخائر سازمان تأمين اجتماعي استقراض نمود و در سال 1364 در اجراي تبصره 82 بودجه نزديك به سه ميليارد تومان از بدهي خود را در قالب اموال و مستغلات و شركت، آن هم با تخفيف 20 الي 25 درصد زير قيمت كارشناسي پرداخت نمود.
گرچه در آغاز دريافت اين اموال با اكراه مديران سازمان تأمين اجتماعي به علت ركود بازار مواجه گرديد، اما بعداً به علت افزايش قيمتها و رونق در حوزه املاك و مستغلات ارزش اين دارائيها چندصد برابر گرديد و درواقع سرآغازي ديگر براي بخشهاي سرمايهگذاري تأمين اجتماعي و حتي تأسيس مؤسسه املاك و مستغلات در اين سازمان گرديد.
7- حمايت دولت از اشتغال و كمك به كارفرمايان
تجربههاي تاريخي در كشورهاي درحال جنگ به ويژه در كشورهاي در حال توسعه نشان داده است كه وقوع جنگ بسياري از قوانين و مقررات حتي متعارف را تحتالشعاع خود قرار داده و بسياري از قوانين معلق ميگردد.
اما به علت روحيه آرمانخواهانه انقلاب اسلامي و توجه ويژه دولت در دوران جنگ به مقوله اشتغال و همچنين پايدار بودن بنگاههاي اقتصادي دولت عليرغم كسري بودجه به منظور تأمين هزينههاي جنگ و بخش عمومي تصميم كليدي درخصوص حفظ و افزايش سطح اشتغال و همچنين كمك به كارفرمايان بدهكار به شرح ذيل عهدهدار ميگردد؛
7- الف: قانون معافيت از پرداخت سهم بيمه كارفرمايان
اگرچه در سال 1358 به منظور كمك به بهبود وضع مالي بيمهشدگان و كارفرمايان كارگاههاي كوچك صنعتي بخشي از حق بيمه به ميزان 2 درصد سهم بيمه شده و 7 درصد سهم كارفرما بخشوده شد، مجدداً در سال 1362 مجموعة كارگاههاي توليدي و صنعتي كه از خدمات دولتي استفاده مينمايند تا ميزان 5 نفر كارگر از پرداخت حق بيمه سهم كارفرما معاف گرديد و دولت خود متقبل پرداخت حق بيمه سهم كارفرمايان گرديد.
7- ب: بخش جرائم و خسارات
درحد فاصل سالهاي 58، 59 و 1362 دولت با تسليم لايحه به مجلس شوراي اسلامي علاوه بر بخشودگي خسارات و جرائم ناشي از عدم پرداخت حق بيمه اجازه داد سازمان تأمين اجتماعي بدهي كارفرمايان را ظرف 5 سال دريافت نمايد.
8- اعتماد بين كارگران و دولت
بدون ترديد آنچه كه موجب پيروزي و سرافرازي نظام جمهوري اسلامي ايران در طول جنگ تحميلي گرديد در كنار رشادتها، جوانمرديهاي رزمندگان اسلام، همبستگي عميق و اعتمادي كه فيمابين دولت و ملت بوجود آمد كه نشانههاي اين همبستگي و اعتماد در دوران نخست وزيري ميرحسين موسوي بسيار محسوس است و البته اين اعتماد يك امر دوسويه و دوجانبه بود.
به طور طبيعي در دوران جنگ ناگزير بخش تقاضاي اقتصاد به واسطه ناگزيري نشر اسكناس متورم ميگردد و بخش عرضه به واسطه تسخير بخشهايي از سرزمين توسط دشمن و حمله به منابع اقتصادي و توليدي به شدت دچار اختلال ميگردد. بنابراين تورم و فشار به بخش مزدبگير بسيار مشهودتر از ساير طبقات اجتماعي ميگردد، اما جامعه كارگري ايران با درك شرايط كشور و اعتماد به دولت عليرغم جانفشانيهايي كه در صحنههاي جنگ انجام دادند و حتي در سالهاي پاياني جنگ كه استراتژي دشمن حمله به منابع و سايتهاي صنعتي كشور بود و بسياري ازكارگران در محل كارخانه به شهادت رسيدند در حوزه اقتصاد نيز به نوع ديگري ايثار نمودند.
در جدول زير نشان داده شده است كه در حد فاصل سالهاي 1368- 1360 عليرغم تورم دستمزدها در اغلب سالها ثابت مانده است و چگونه كارگران نجيبانه و آگاهانه با دولت همراهي نمودند.
جدول نرخ تورم و ميزان رشد دستمزدها در سالهاي 1368-1360
|
سال |
نرخ تورم
به درصد |
ميزان حداقل دستمزد
به ريال |
نرخ رشد دستمزد
به درصد |
|
1360
1361
1362
1363
1364
1365
1366
1367
1368 |
1/23
19
8/14
4/10
9/6
7/23
7/23
9/39
4/17 |
19050
19050
19050
19050
21600
21600
22800
24900
24900 |
0
0
0
0
13
0
5
9
0 |
بنابراين همانطوري كه ملاحظه ميگردد، نرخ رشد تورم در سالهاي مورد اشاره به طور متوسط ساليانه 18 درصد بوده است در حالي كه نرخ رشد دستمزدها به طور متوسط ساليانه 3 درصد بوده است.
اين در حالي است كه از آغاز پيروزي انقلاب و به علت فضاي باز سياسي كه در كشور بوجود آمده بسياري از احزاب و گروههايي كه به اصطلاح رويكرد دفاع از كارگران را داشتند بدون شناخت از جامعه كارگران كه متعلق به ايران و يك سابقه تاريخي و ريشه مذهبي و فرهنگي عميق ميباشد بسيار سعي نمودند كه به اين تنگناها و نيازهاي اقتصادي به دور از منافع ملي دامن بزنند.
از سوي ديگر، از منظر آثار اقتصادي بر منابع تأمين اجتماعي نيز اگر به جداول پيشين مراجعه شود ملاحظه ميگردد عليرغم اين تنگناهاي اقتصادي و ثابت ماندن دستمزدها و بالا رفتن بخش هزينههاي عمومي و جاري تأمين اجتماعي به علت رويكردهاي صحيح دولت در بالا بردن سطح اشتغال و همراهي كارفرمايان و دولت منابع درآمدي و حتي ذخاير سازمان تأمين اجتماعي افزايش يافته است.
جمعبندي و نتيجهگيري
همانطوري كه ملاحظه فرموديد بررسي عملكرد سازمان تأمين اجتماعي در سالهايي مورد تجزيه و تحليل قرار ميگيرد كه دولت جناب آقاي ميرحسين موسوي به خاطر جنگ و شرايط خاص زن كه در موقعيت ويژهاي قرار داشته است در اين فضا قاعدتاً مجموعة تدبيرها و برنامهريزي دولت بايستي معطوف به تأمين و اولويت دادن هزينههاي جنگ و بيرون راندن دشمن غاصب از خاك كشور باشد . اما در عمل مشاهده ميگردد كه دولت درواقع با يك برنامهريزي دقيق و حساب شده و با اخلاص و برخورد شفاف و دلسوزانه با مردم مسير اعتمادسازي و سرمايهگذاري بخش خصوصي و توسعه همهجانبه را نيز مورد امعاننظر داشته. بررسي شاخصهاي كلان اقتصادي نشاندهنده اين واقعيت است كه در طول دوران جنگ تحميلي رشد سرمايهگذاري بخش خصوصي به اندازهاي بالا رفته كه سالها پس از جنگ چنين ركوردي ديگر حاصل نگرديده است كه اين اعتمادسازي و توجه به مقوله رشد و توسعه با مدنظر قرار دادن عدالت اجتماعي به عنوان يكي از آرمانهاي بزرگ انقلاب اسلامي در فراهم نمودن يك زندگي شرافتمندانه توأم با عزت نفس موجب افزايش سطح اشتغال و تعداد بيمهشدگان سازمان تأمين اجتماعي گرديده است. اين موفقيت در حالي است كه با پيروزي انقلاب اسلامي و آغاز جنگ تحميلي كشور در معرض تحريمهاي شديد اقتصادي هم قرار گرفته بود.
اما نصرت الهي در كنار تدبير و اخلاص مديران در سالهاي مورد اشاره مسائل ايران را طور ديگري ورق زد.
برخلاف انتظار نه تنها سازمان تأمين اجتماعي به عنوان گستردهترين نهاد بيمهاي در اين دوران به سكون كشيده نشد بلكه به لحاظ كمّي چه در حوزه افزايش تعداد بيمهشدگان و چه در انباشت ذخائر و دارائيها به نقطه قابل قبول و اتكائي رسيد و توانست با اجراي حداقل دو بار قانون بازنشستگي پيش از موعد به بازسازي نيروي انساني مولد كشور بپردازد و به خوبي از عهده تعهدات خويش بيرون آيد.
همچنين در اين گزارش به خوبي نشان داده شده كه دولت همواره به مسائل اساسي و بنيادين سازمان تأمين اجتماعي توجه وافي و كافي داشته و در چارچوب مصوب شوراي اقتصاد در سال 1365 به منظور پايداري منابع و حفظ ارزش سرمايههاي سازمان تأمين اجتماعي اقدام به تأسيس شركت سرمايهگذاري سازمان تأمين اجتماعي بنمايد.
از منظر ديگر دولتي كه در حال جنگ است و با جاروب كردن كف سيلوها نان مردم را تأمين ميكرد و با كسري طبيعي بودجه مواجه گرديده است از پرداخت ديون و تعهدات خود در اين مقطع نسبت به سازمان تأمين اجتماعي قافل نبوده كه واگذاري دارائيهاي خود به اين سازمان كه سنگ بناي سرمايههاي دهها هزار ميلياردي در اين سازمان گرديد خود گواه اين مسئله ميباشد و از جهت ديگر، اين حمايتها از نظام تأمين اجتماعي حكايت از بينش صحيح و واقعبينانه دولتمردان درخصوص برقراري امنيت و آسايش خاطر براي ميليونها كارگري كه در دو جبهه توليد و دفاع از ميهن اسلامي قرار داشته، دارد.
و بالاخره، ميتوان چنين گفت دوران نخستوزيري ميرحسين موسوي به خاطر جنگ و شرايط خاص آن از ويژگيهاي خاصي برخوردار بود. در تاريخ اقتصاد ايران جنگ همواره با اپيدميها و قحطيهاي گستردهاي همراه بوده است اما جنگ تحميلي را به حق ميتوان اولين تجربه تاريخي ايران دانست كه يكي از طولانيترين جنگها اتفاق افتاد و تنها در اين دوران كسي به خاطر قحطي و بيماريهاي اپيدمي جان نباخت بلكه دولت و كشور با هدايت و رهبري امام(ره) و جاننثاري مردم توانست سرفراز از تمام جبههها موفق بيرون آيد.
بدون ترديد پايداري نسبي سازمان تأمين اجتماعي در عصر كنوني مديون تدبيرها و دلسوزيهاي دولتمردان در دوره گذشته به ويژه در هشت ساله دفاع مقدس بوده است.